نوع مقاله : مستخرج از پایان نامه
نویسندگان
1 گروه شهرسازی، واحد مرند، دانشگاه آزاد اسلامی، مرند، ایران
2 گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، واحد مرند، دانشگاه آزاد اسلامی، مرند، ایران
چکیده
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
بازآفرینی از طریق بهبود حیات محیطی، اقتصادی و اجتماعی، زندگی جدیدی به فضاهای عمومی میبخشد و شامل محورهایی همچون میراث فرهنگی، استراتژیهای فرهنگی، فعالیتهای مردمی، توسعه گردشگری، زیباشناختی، ورزشی و تفریحی، موزهسازی، توسعه پایدار محلی، بازآفرینی بهرهبری فرهنگ، ارتقای ارزشهای فرهنگی، چشمانداز فرهنگی کارآفرینی، هنر عمومی، احیای تاریخی و فرهنگسازی میشود.
اهمیت پژوهش حاضر از آنجا ناشی میشود که در متون دهههای اخیر، فضاهای عمومی بهعنوان سنگبنای توسعه شهری و پیونددهنده رقابت گردشگری با رفاه ساکنان مطرح شدهاند. بازآفرینی فرهنگمبنا با ویژگیهای منحصربهفرد خود، بخش مهمی از فعالیتهای جوامع توسعهیافته و درحالتوسعه را به خود اختصاص داده و مزایای آن فراتر از بهره اقتصادی، شامل شناساندن فرهنگ داخلی نیز میشود. با توجه به سرعت تحولات اجتماعی، فرهنگی و فناوری، بهنظر میرسد تحقیق در رویکرد بازآفرینی میتواند گامهای مؤثری در بهبود عملکرد فضاهای عمومی بردارد. ازاینرو، انجام این پژوهش همزمان با گسترش بازآفرینی فرهنگمبنا در شهر مرند ضروری است تا ضمن شناسایی مهمترین مؤلفههای اثرگذار بر کیفیت عملکردی فضاهای عمومی این شهر و تحلیل وضعیت کیفی شاخصهای عملکردی آن، مشخص گردد کدامیک از شاخصهای کیفی-عملکردی در تحقق بازآفرینی فرهنگمبنای فضاهای عمومی شهر مرند تأثیر بیشتری دارد. در این رویکرد، فضای عمومی محصول مناسبات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و تاریخی جامعه است و مطالعه ماهیت فضاهای عمومی شهر مرند، در واقع مطالعه ویژگیهای جامعه هدایتگر آن شهر خواهد بود. بنابراین هدف پژوهش حاضر پاسخ به این پرسش اساسی است که رویکرد بازآفرینی فرهنگمبنا چگونه میتواند سبب ارتقاء مؤلفههای اثرگذار بر عملکرد فضاهای عمومی شهر مرند شود؟
روش این پژوهش از منظر هدف، کاربردی-توسعهای و از نظر روششناسی در زمره تحقیقات توصیفی-تحلیلی با رویکرد کیفی قرار میگیرد. بهمنظور دستیابی به فهم عمیق از موضوع و ارائه چارچوبی نظری-کاربردی، از ترکیب روشهای گردآوری داده و تکنیکهای تحلیل سیستماتیک استفاده شده است. فرآیند تحقیق در دو مرحله کلان طراحی شده است: در مرحله نخست، از طریق مطالعات کتابخانهای، تحلیل متون علمی، بررسی تجربیات جهانی و مرور سیستماتیک منابع، مبانی نظری تحقیق و چارچوب مفهومی اولیه استخراج شده است. سپس در مرحله دوم، با بهرهگیری از روشهای میدانی و تکنیکهای تحلیل چندگانه کیفی، دادههای مورد نیاز گردآوری و تحلیل شدهاند.
دادههای کیفی از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۱۱ نفر از خبرگان و متخصصان شهرسازی، برنامهریزی شهری، حملونقل و جامعهشناسی شهری با روش نمونهگیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری گردآوری شد. تحلیل دادهها با روش نظریه دادهبنیاد انجام پذیرفت.
یافتههای پژوهش نشان میدهد که کیفیت عملکردی فضاهای عمومی شهر مرند متأثر از مجموعهای از عوامل درهمتنیده است. در میان عوامل علی، «مشارکت اجتماعی»، «تأسیسات و تجهیزات زیربنایی شهری» و «بازسازماندهی اجتماعی» بهعنوان پیشرانهای اصلی بازآفرینی فرهنگمبنا شناسایی شدند. این یافته با دیدگاه چن و کو (۲۰۲۰) مبنی بر اینکه مشارکت عمومی به کانالی ضروری برای شنیدن صدای مردم تبدیل شده است، همسویی دارد. همچنین تأکید بر تأسیسات زیربنایی، مؤید دیدگاه هلی (۲۰۲۰) در خصوص نقش بخش دولتی در کاهش موانع سرمایهگذاری از طریق احیای زمین و تأمین زیرساختهاست.
تحلیل مصاحبهها بیانگر آن است که «دسترسی و پیوندپذیری» بهعنوان پرتکرارترین مضمون سازماندهنده، جایگاه محوری در کیفیت عملکردی فضاهای عمومی دارد. این یافته با نتایج پژوهش فصیحی و همکاران (۱۴۰۱) که شاخصهای دسترسی و عبور پیاده را در وضعیت مطلوبتری ارزیابی کردهاند، همخوانی دارد. بااینحال، در شهر مرند غلبه حرکت سواره و نبود استانداردهای مناسب در مسیرهای پیادهروی، چالشی اساسی فراروی کیفیت فضاهای عمومی است که با دیدگاه خبرگان در کدهای ۰۲ و ۰۳ تأیید شده است.
نتایج پژوهش نشان میدهد که بازآفرینی فرهنگمبنا در فضاهای عمومی شهر مرند، مستلزم توجه همزمان به پنج دسته عوامل علی، زمینهای، مداخلهگر، راهبردی و پیامدهاست. در این میان، مقوله محوری «حکمروایی خوب، توسعه پایدار همهجانبه و سرمایه اجتماعی و مدنی» بهعنوان هسته مرکزی عملکرد مطلوب فضاهای عمومی، نقش هدایتکننده و هماهنگکننده سایر عوامل را ایفا میکند. این بدان معناست که بدون استقرار حکمروایی مطلوب شهری و تقویت سرمایه اجتماعی، نمیتوان انتظار تحقق بازآفرینی فرهنگمبنا را داشت.
بر اساس یافتهها، دسترسی پیاده، پیوستگی فضایی و ارتباط فضاهای عمومی با بافتهای پیرامونی، پیششرط اساسی کیفیت عملکردی است. همچنین اجتماعپذیری، لذتبخشی، امنیت، تنوع کاربریها و فعالیتها، شمولیت اجتماعی و هویت فرهنگمبنا، از مهمترین مؤلفههای اثرگذار بر کیفیت فضاهای عمومی شهر مرند هستند. غلبه حرکت سواره، ضعف زیرساختهای پیادهروی، یکنواختی کاربریها، نبود فعالیتهای فرهنگی متنوع و ضعف نشانههای هویتی، از مهمترین چالشهای فراروی کیفیت عملکردی فضاهای عمومی این شهر محسوب میشوند.
برای تحقق بازآفرینی فرهنگمبنا در فضاهای عمومی شهر مرند، اتخاذ راهبردهایی نظیر تقویت همبستگی اجتماعی، واگذاری فعالیتها به نهادهای مردمی، تشویق تشکیل نهادهای مدنی، ظرفیتسازی و توانمندسازی جامعه محلی، برنامهریزی ارتباطی و حکمروایی خوب ضروری است. این راهبردها باید در چارچوب رویکردی مشارکتی و با تأکید بر دانش بومی و ارزشهای فرهنگی محلی اجرا شوند.
در نهایت، بازآفرینی فرهنگمبنا میتواند پیامدهای مطلوبی نظیر ارتقای شاخص توسعه انسانی، تحقق عدالت بیننسلی، رشد همهجانبه شهر، تسهیل جذب سرمایه، تقویت هویت مکانی، افزایش حس تعلق، ارتقای امنیت اجتماعی و رضایتمندی شهروندان را به دنبال داشته باشد. تحقق این پیامدها، شهر مرند را به سوی تبدیل شدن به شهری خلاق، فرهنگمبنا و پایدار سوق خواهد داد که در آن فضاهای عمومی، نه صرفاً بهعنوان گذرگاه، بلکه بهعنوان عرصههای حیات جمعی، تعاملات اجتماعی و تبلور هویت فرهنگی ایفای نقش میکنند.
کلیدواژهها [English]